گ یا ج:

در بسیاری از شهرهای کشور دیده می‌شود که هنوز آثار شوم تسلط عربها بر ایران مشاهده می‌شود و بسیاری از واژگانی که در دورة اشغال ایران توسط آنها به صورت معرب درآمدند هنوز به همان شکل باقی مانده و به حالت اولیة خود بازنگشته است. پسوند گرد یکی از آنهاست که پس از نام شهرها بکار می‌رفت و بار معنایی بالایی داشت. مثلا دارابگرد یعنی دارابی که به صورت دایره‌ای شکل بوده و یا عده‌ای دور هم گرد آمده‌اند و به احترام شاه وقت(داراب=داریوش) نام دارابگرد را بر شهر خود گذاردند و یا دارابشاه آنها را گرد هم آورده و… اما دارابجرد چه معنایی می‌تواند داشته باشد. نمونه این واژه‌ها کم نیستند مثلا گونان نام یک محل است یعنی جایی که درختچة گون زیاد بوده و هست ، اما جونان چه معنی می‌دهد؟ واقعا خنده‌دار است که چرا برخی حتی در استفاده از این کلمات تلاش هم می‌کنند و این را نشانة سواد خود می‌دانند.کوهگرد را کوهجرد و دستگرد را دستجرد نامیدن چه دلیلی می‌تواند داشته باشد. ما مسلمانیم درست اما عرب نیستیم و دلیلی ندارد که زبان فارسی از عربی پیروی کند. عربها اینقدر تعصب دارند که هنوز حروف پژگچ را وارد زبان خود نکرده اند و هنوز به ژاپن، یابان می‌گویند.
از شما همزبان عزیز پرسش می‌کنم که شما چه سهمی در آبادسازی زبان و پالایش آن از واژگان تازی و لاتین داشته‌اید؟ آیا اگر معلم یا استاد هستید در جهت پارسی سازی جزوه ها و گفتارتان تلاش نموده اید، یا فکر می کنید که وظیفه شما نیست. من فکر می کنم همه ی ما ایرانیان موظفیم در حد توان خود به پاسداری از این زبان شیرین و زیبا و پالایش آن بپردازیم.
امیدوارم که به یاری خدا تمام مشکلات زبان شیرین پارسی (دری یا تاجیکی) را حل کنیم و بکوشیم تا یکسان سازی واژه‌های ملتهای پارسی‌گو امری ملی تلقی شود و پیوند پارسی زبانان هرگز قطع نگردد.

   + یک پارسی زبان - ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٢

دستور خط پارسی منتشر شد

این مطلب را از تارنگاشت آقای بهرام اشراف زاده در زیر آورده ام (با کمی تغییرات):
چندی پیش رئیس فرهنگستان زبان و ادب پارسی، تهیه ی نسخه ی نهایی دستورخط پارسی را اعلام کرد. این شیوه‌نامه که به‌صورت یک کتابچه 52 صفحه‌ای آماده شده‌است قرار است که به بی‌نظمی‌های موجود در نگارش پارسی پایان دهد. درباره مشخصات دستورخط جدید فرهنگستان، در آینده اطلاعات بیشتری ارائه خواهم کرد. اما در خبری که رسانه‌ها نقل کرده‌اند نکته مهمی وجود دارد که برایتان بازگو می‌کنم.

یادم هست که چند سال پیش در فرهنگستان زبان، هنگامی که با یکی از استادان باسابقه زبان پارسی بحث و گفتگو می‌کردم، از روش‌هایی که برخی از صاحب‌نظران و نیز فرهنگستان در مواجهه با مشکلات خط پارسی در پیش گرفته‌اند انتقاد کردم و دلایل و روش‌های علمی موردنظر خودم را مطرح کردم. آن استاد قدیمی وقتی که نگرانی من را در مورد دستورخط فرهنگستان دید، به من اطمینان داد که فرهنگستان صرفا پیشنهاد می‌کند و نمی‌تواند دیگران را مجبور به استفاده از دستورخط پیشنهادی خود کند.

نگرانی من از آن بود که پیش از آنکه بحث‌های نظری کامل شود و نتیجه علمی لازم گرفته شود، یک شیوه قطعی برای نگارش فارسی برگزیده و اعلام شود و همگان موظف به رعایت آن شوند و راه برای کارهای علمی در این حوزه بسته شود. خوشبختانه در خبری که منتشر شده‌است همین نکته دیده می‌شود. به این قسمت از خبر خبرگزاری ایسنا توجه کنید:
حداد عادل درباره‌ ضمانت اجرایی این طرح گفت: فرهنگستان اصولا بنا ندارد که قوانینی را که به‌تصویب می‌رساند برای دستگاه‌های غیردولتی الزام‌آور کند. در واقع این وظیفه ما نیست. ما به‌دلیل اینکه دستگاه رسمی دولتی هستیم و زیر نظر رئیس‌جمهور قرار داریم، طبعاً می‌توانیم دستگاه‌هایی را که از بودجه دولتی استفاده می‌کنند به رعایت مصوبات فرهنگستان ملزم کنیم. اما اگر نویسنده‌ای سلیقه دیگری غیر از سلیقه فرهنگستان داشت، ما نمی‌توانیم او را به رعایت مصوبات فرهنگستان مجبور کنیم.

   + یک پارسی زبان - ۳:٥٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٢

وضع نابسامان زبان پارسی

زبان پارسی از آغاز تاکنون فراز و نشیبهای گسترده‌ای را از سر گذرانده است. پس از حملة ی عربها به ایران آنها دست به نابودی زبان و فرهنگ ما زدند و در واقع روند تکامل زبان و ادبیات ما را دچار وقفه‌ای طولانی کردند، آنها نام بسیاری از شهرهای ما را آنگونه که دوست داشتند تغییر دادند. با اینکه اعراب دین مبین اسلام را به ما عرضه کردند و از این راه خدمت بزرگی به ما نمودند اما در عین حال بسیاری از سنتهای زیبای ما را نابود کردند آنها از فرهنگ و تمدن بالایی برخوردار نبودند و همانگونه که در تاریخ می خوانیم به برادرکشی و زنده به گور کردن دخترانشان می پرداختند. پس از بعثت پیامبر گرامی اسلام هم که چه بلاهایی بر سر آن بزرگوار و اصحابش در نیاوردند و در نهایت با علی و حسین چه کردند؟
بگذریم با ورود اعراب به ایران بزرگ و تسلط موقت آنها بر فلات ایران بسیاری از واژگان ما تغییر کرد مثلا پارس تبدیل به فارس شد و واژه‌های گوناگونی در زبان فارسی متداول گشت.
اما در زمان ورود اسلام به ایران زبان پارسی با عربی در تعامل بود یعنی همینطور که واژه‌هایی از عربی وارد فارسی می‌شد، واژه‌های بسیاری نیز از فارسی به زبان عربی وارد شد.
شاید بیشترین آشفتگی در زبان فارسی مربوط به دوران قاجار و حکومت خائنانة آنان بر این مرز و بوم باشد. چاپلوسی در زمان قاجار به اوج خود رسید به گونه ای که حتی القاب و عناوین خنده‌داری از جانب حکومت به اشخاص فروخته می‌شد. از خیانتهای بیشماری که این سلسلة منحوس برای ما به ارمغان آورد سخن بسیار گفته شده است و برای اینکه زیاد وقت شما را نگیرم از بیان آنها خودداری می‌کنم اما خیانت آنها به زبان پارسی نیازمند پژوهشهای گسترده‌ایست که من آگاهی زیادی ندارم که انجام شده یا نه ولی امیدوارم که اهل فن زبان پارسی در تمام دنیا به این مهم بپردازند.
مسئولان کشوری ایران، افغانستان و حتی تاجیکستان دغدغة ی زیادی در مورد پاسداشت زبان شیرین پارسی از خود نشان نمی‌دهند و در جهت یکسان سازی واژه‌ها با هم همکاری شایسته را انجام نمی دهند. در ایران به علت اینکه حاکمان در جهت منافع ملی حرکت نمی کنند و بیشتر در اندیشه ی مسائل ایدئولوژیک هستند نمی‌توانند با دولتهای تاجیکستان و افغانستان همدلی کنند.
در آینده اگر فرصتی برایم مهیا بود در این باره بیشتر بحث خواهم کرد. نگارنده سعی می‌کند که علاوه بر مشکلات زبان پارسی در ایران به وضعیت آن در سایر کشورهای پارسی زبان نیز بپردازد.

   + یک پارسی زبان - ۳:۱۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٢

پیشینه ی مشترک

چرا ما ایرانیها تمام مفاخر زبان پارسی را متعلق به ایران می دانیم؟
با اینکه زبان پارسی تنها در ایران، افغانستان و تاجیکستان رواج ندارد و در بسیاری دیگر از کشورها مانند  ازبکستان، پاکستان، هندوستان، عراق، آذربایجان، قرقیزستان، ترکمنستان، روسیه، چین، اسرائیل و ... برخی از مردم به این زبان سخن می گویند.  زبان پارسی به دلیل درست عمل نکردن ما در حوزة رفتار با سایر هم زبانانمان، در افغانستان دری و در تاجیکستان تاجیکی نامیده می شود و این شاید به دلیل یکه تازی ما در نسبت دادن بزرگان ایران قدیم به ایران جدید باشد، که خود موجب جبهه گیری آنها در برابر ما باشد. ما همه ی شاعران و بزرگان بلخ و سمرقند و بخارا را تنها از آنِ ایران کنونی می دانیم در صورتی که آنها با اینکه ایرانیند، اما هم اکنون جزء دیگر کشورها هستند و ما باید به دیگر ملتهای همسایه احترام بگذاریم.
ارتباط فرهنگی نادرست با هندوستان موجب تسلط زبان انگلیسی بر پارسی در این کشور گردید. زمانی که ما در خواب غفلت فرو رفته بودیم و به مسائل بی ارزش می پرداختیم، استعمارگران انگلیسی برای سلطة خود و زبانشان کوشش می کردند. آنها ضربة بزرگی به زبان و ادبیات پارسی زدند. انگلیسیها زبان انگلیسی را جایگزین پارسی در هند کردند، سپس زبان اردو که زبانی محلی بود را جایگزین زبان پارسی در پاکستان کردند. امروز هم می خواهند گویش پارسی پشتو و پس از آن انگلیسی را در افغانستان رایج کنند. خیانت انگلیسیها به زبان پارسی بسیار زیاد است و خود نیاز به مطالعه و پژوهش صاحب نظران و استادان پارسی زبان دارد. من پارسی زبان را به جای ایرانی به کار می برم تا این توهم که پارسی خاص ایران است از بین برود.
اما تلاش روسها برای از میان برداشتن زبان پارسی در آسیای میانه و قفقاز هم قابل تأمل است. پس از اشغال دو سوم خاک ایران توسط روسها در زمان قاجار، روسها عملا تلاش کردند زبان روسی را جایگزین پارسی کنند. به طوری که نوشتن به خط پارسی را ممنوع کردند. روسها با سپردن دو شهر بزرگ پارسی زبان یعنی سمرقند و بخارا به ازبکستان تلاش خود را تکمیل کردند.
البته دشمنی با زبان پارسی و بی مهری با آن بسیار گسترده است و استادان محترم باید در این باره سخن بگویند. خودیها و خودمان نیز با زبانمان بیگانه ایم و بیشتر ما حتی با واژه های ساخت فرهنگستان زبان و ادب پارسی لجاجت می کنیم و در فرهنگ عامه حتی به صورت تمسخرآمیزی بدان نگاه می شود و برخی از مردم و حتی اساتید از آن به عنوان دستاویزی برای نشان دادن فضل و کرامت خود استفاده می کنند.
روسها در حدود 80 سال پیش به عمد نام آذربایجان را بر قفقاز-جمهوری آذربایجان کنونی- گذاشتند. در صورتی که این سرزمین همیشه با آذربایجان ایران فرق داشته و مردم آن دو حتی همنژاد نیز نیستند. تاریخ نویسان روس با وقاحت تمام به جعل تاریخ پرداختند تا به هر نحو ممکن آذربایجان را از مادر خود یعنی ایران جدا کنند. دولت نژادپرست ترکیه هم در این راه با روسیه همکاری می کرد اگر چه هر یک اهداف توسعه طلبانة خود را دنبال می کردند. روسیه به دنبال الحاق آذربایجان به خود بود و ترکیه برای گسترش زبان خود تلاش می کرد. زبان آذری که یک زبان ایرانی است و گویا شاخه ای از پهلوی است امروزه در آذربایجان رواج ندارد بلکه زبان ترکی جای آن را گرفته است.

به نوشته هرودوت زبان ایرانیان ۲۰۰۰ سال پیش از خاور تا باختر یکسان بوده و تنها تفاوت در ادای برخی از واژه ها بوده است.

   + یک پارسی زبان - ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٢