فهرست واژه‌های متفاوت در فارسی تاجیکستان و ایران

  • از دست دادن دارد: در حال از دست دادن است
  • افسانوی: افسانه‌ای
  • انکشاف: رشد، گسترش
  • اینچنین: همچنین
  • به اعتبار گرفتن: در نظر گرفتن
  • به خلاصه آمدن: به نتیجه رسیدن
  • پریدمیت (از روسی): موضوع
  • پُرّه: کامل
  • پیشتره: پیشین
  • تنقیدی: انتقادی
  • چَندِرپیچ کردن: محکم بستن
  • چُقورروی: ژرف‌کاوی
  • دخلناک: مربوط
  • در دوام: در طی
  • درآورده شدن: درج شدن
  • دوجان: آبستن
  • رایون: بخش، ناحیه
  • ریم: چرک
  • ستاره‌گرمی: دلفریبی، جذابیت
  • سر شدن: آغاز شدن
  • شِفت: سقف
  • صابونک زانو: کاسه زانو
  • صداناک: مصوت، واکه
  • ضیائیان: روشنفکران
  • عاید به: مربوط به
  • عکس نمودن: منعکس کردن
  • عنعنه: رسم
  • فرق کُناندن: تشخیص دادن
  • کارتوتیکه: برگه، فیش
  • کرده نمی‌تواند: نمی‌تواند انجام دهد
  • کلان: زیاد، بزرگ
  • کلَسیکی: کلاسیک
  • گراماتیکه: دستور زبان
  • لهجوی: لهجه‌ای
  • محاکمه: بررسی
  • مَدّه: چرک، چرکابه
  • مصلحت: راهنمایی
  • معنیداد: تعریف
  • موقع: جایگاه
  • می‌برآید: به دست می‌آید
  • ناشتا: صبحانه
  • واخوردن: برخورد کردن
  • واریانت: گونه
  • یک‌رَویی: لج‌بازی، یکدندگی
  • یَنوَر: ژانویه

   + یک پارسی زبان - ٩:٥٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸۸

پاسداشت زبان فارسی: نیازمند سرمایه‌گذاری

سهیل خسروی‌پور - سالانه میلیاردها تومان در صنایع گوناگون کشور سرمایه‌گذاری می‌شود. اهمیت بسیار زیاد صنایع (در صورت سرمایه‌گذاری­ خردمندانه) در پیشرفت، ایجاد اشتغال و کاهش وابستگی کشور بر کسی پوشیده نیست. اما برای لحظه‌ای کشور را برای نمونه بدون صنعت خودروسازی تصور کنید و در مقابل برای لحظه‌ای کشور را بدون زبان فارسی بپندارید. کدام یک فاجعه‌بارتر است؟ آیا متناسب با اهمیت زبان فارسی برای پاسداشت آن نیز سرمایه‌گذاری کرده‌ایم؟
مسلما سخنی که مطرح می‌شود این نیست که از نظر ریالی به همان میزان که در صنایع سرمایه‌گذاری می‌شود در پاسداشت زبان فارسی نیز سرمایه‌گذاری شود. بحث این است که در دنیای کنونی که هر دستاوردی نیازمند هزینه‌ای‌ست باید برای پاسداشت زبان و فرهنگ ملی نیز به میزان نیاز و اهمیت آن هزینه شود. اگر کسی بگوید که تا کنون نیز میزان سرمایه‌گذاری کافی بوده است در جواب باید گفت یا میزان سرمایه‌گذاری کافی نبوده است و یا سرمایه خردمندانه هزینه نشده است؛ در غیر این صورت اکنون دانش‌آموزانمان با سیستم‌عامل‌های فارسی کار می‌کردند؛ سال‌ها بود که تربیت زبان‌شناسان را از دوره‌ی کارشناسی و هم‌سطح با دانشگاه‌های جهان آغاز کرده بودیم و ....
پاسداشت زبان فارسی نیازمند سرمایه‌گذاری فوری و خردمندانه است. شاید دانش و فن‌آوری دست‌نایافته را بتوان در آینده با پول خرید؛ اما زمان، زبان و فرهنگ از دست رفته را با خون دل نیز نمی‌توان بازآورد.

منبع: زبان فارسی

   + یک پارسی زبان - ٥:۱٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸۸

توجه سامانیان به زبان پارسی



خاندان سامانی یکی از خاندان‌های اصیل ایران است که نسل آن به بهرام چوبین سردار مشهور ساسانی می‌رسید. شاهان این خاندان در احترام میهن و بزرگداشت مراسم ملی و احیای سنن کهن ایران و به‌ویژه در گسترش زبان پارسی حد اعلی کوشش را به کار می‌بردند و به این نظر در تشویق شاعران و نویسندگان و مترجمان نکته‏یی را فرو نمی‌گذاشتند. مثلا چون دیدند که کلیله و دمنه پهلوی مدروس شده و ممکن است مردم ایران بر اثر رغبتی که بدان دارند از ترجمه‌ی عربی آن که به دست عبدالله پسر مقفع صورت گرفته بود استفاده کنند، به ترجمه آن از تازی به نثر پارسی فرمان دادند و این کار در عهد سلطنت نصر بن احمد سامانی (301ـ 331 هجری) انجام شد و سپس به همت وزیر او ابوالفضل بلعمی، رودکی شاعر مشهور آن‌را از نثر بنظم پارسی در آورد، و یا چون دو کتاب مشهور محمد بن جریر الطبری (متوفی بسال 310) یعنی تاریخ الرسل و الملوک و جامع البیان تفسیر القرآن او در خراسان شهرت یافت، ابوصالح منصور بن نوح سامانی (350ـ366 هجری) نخستین را به همت وزیر خود ابوعلی محمد بن ابوالفضل محمد بلعمی و دومین را بدست گروهی از فقیهان به پارسی درآورد و این هر دو ترجمه اکنون در دست و از ذخایر گران‌بهای ادب پارسی است.

منبع: تاریخ ادبیات

   + یک پارسی زبان - ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸۸

افغانستان و ایران دو بازوی یک فرهنگ و تمدن تاریخی‌اند

افغانستان و ایران دو بازوی یک فرهنگ و تمدن تاریخی‌اند (با کمی تغییر)
دکتر صاحبنظر مرادی ـ افغانستان

سوگمندانه‌ی فرزندان این سرزمین و فرهنگ خجسته‌ی آنان در تمام دوران تاریخ با دستان غرض‌آلودی زخم زده شده‌اند، و به منظور جدا ساختن و جدا جلوه دادن آن‌ها با یکدیگر، ایشان را به شجره‌های متعددی، آن‌هم با تحریف هویت آبایی‌شان، تقسیم کرده‌اند. در گام نخست این قوم‌ها را به نام‌های ایرانی، افغانی، تاجیکی و...جدا کردند، و باز درون این کشورها به نام‌های فارس، کرد، بلوچ، لری و آذری، تاجیک، پشتون (افغان) نورستانی، پشه‌ای و پامیری و باز هم این واحدهای قومی را در بین خودشان به ده‌ها عشیره و عرق جداگانه تقسیم نموده‌اند، همچون تقسیم تاجیکان (فارسی زبانان) افغانستان به نام‌های جمشیدی، فیروز کوهی، اورمری، تایمنی، تیموری، فرمولی، چار ایماق، صافی و غیره. در بسا حالات بین این فرقه‌های خود ساخته و مصنوعی آریایی جنگ‌های تباه کنی را راه‌اندازی نموده‌اند. این دستان غرض آلود کسانی‌اند که از قوت فرهنگ آریاییان (ایرانیان) و ایستایی آنان در جبهه واحد فرهنگی در حرکت به سوی آینده به منظور تقویت پایگاه تمدنی ما می‌ترسند. بنابرین در عراق، کرد مادی ایرانی را که همواره با قوم پارس تولیت فلات ایران را داشته‌اند، به طالبانی و بارزانی و سومری و دهها طایفه‌ی دیگر تجزیه نموده‌اند. در قفقاز که نیز جزوی قلمرو آریایی می‌باشد، مردمان آن را به ارمنی، آرانی، گرجی، آذری و اوسیتی تقسیم کرده‌اند. حال آن‌که همه این اقوام آریایی تبار و از یک خواستگاه انسانی هستند.

 

   + یک پارسی زبان - ٤:٤٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸۸

به سوی تو


به شوق روی تو
به طرف کوی تو
سپیده دم آیم
مگر تو را جویم
بگو... کجایی؟
نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم
ببین چه بی پروا ره تو می پویم
بگو... کجایی؟
کی رود رخ ماهت از نظرم نظرم
به غیر نامت کی نام دگر ببرم
اگر تو را جویم، حدیث دل گویم
بگو... کجایی؟
به دست تو دادم دل پریشانم
دگر چه خواهی؟
فتاده ام از پا
بگو که از جانم دگر چه خواهی؟
یک دم از خیال من نمی روی ای غزال من
دگر چه پرسی ز حال من؟
تا هستم من اسیر کوی توام، به آرزوی توام
اگر تو را جویم حدیث دل گویم
بگو... کجایی؟
به دست تو دادم دل پریشانم
دگر چه خواهی؟
فتاده ام از پا
بگو که از جانم دگر چه خواهی؟ 

 

   + یک پارسی زبان - ٤:٢٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸۸

محال است که من خر شوم

دست مزنچشم , ببستم دو دست


راه مرو!  چشم  , دو پایم شکست


حرف مزن!    قطع نمودم سخن


نطق مکن!     چشم ببستم دهن


هیچ نفهم!    این سخن عنوان مکن


خواهش  نافهمی  انسان  مکن


لال شوم   کور شوم   کر شوم


لیک محال است که من خر شوم

 

اشرف الدین گیلانی (صور اسرافیل(

   + یک پارسی زبان - ٥:٥٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸۸

درگذشت دکتر هاراطون داویدیان

دکتر هاراطون داویدیان عضو شورای واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب پارسی، از استادان پیش‌کسوت روان‌پزشکی کشور، روز پنجشنبه، بیستم مهرماه سال جاری، به رحمت ایزدی پیوست. دکتر هاراطون داویدیان، به‌واسطه‌ی تسلط بر فرهنگ و زبان فارسی در سال 1382 بنا به دعوت فرهنگستان زبان و ادب فارسی به همکاری با گروه واژه گزینی، در حوزه‌های علوم پزشکی و روان‌پزشکی و روان‌شناسی پرداخت و فرهنگستان در طول این سال‌ها از خدمات شایسته‌ی این استاد فقید بهره‌مند شد. وی به‌عنوان یک دانش‌پژوه برجسته‌ی ایرانی و به‌واسطه‌ی دستاوردهای علمی و پژوهشی فراوان، خدمات شایسته‌ای که به جامعه‌ی پزشکی، به‌ویژه روان‌پزشکی عرضه داشته ‌بود و نیز حضور فعال در بنیانگزاری و گسترش نهادهای آموزشی و علمی کشور و کسب امتیازهای چشمگیر در سطح بین‌المللی، به پیشنهاد شورای علمی و تصویب مجمع عمومی از تاریخ 26/11/1377 به مقام عضویت افتخاری فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران نائل شده‌ بود.

 

   + یک پارسی زبان - ٦:۳٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸۸

دیباچه‌ای بر پاسداشت زبان فارسی

  زبان فارسی کنونی بازمانده‌ی زبانی است کهن، که شاید هم اکنون کمتر از پنج درصد از آن دست نخورده و سـره مانده باشد.

 البته این گفته به آرِش (معنی) آن نیست که نود و پنج درصد دیگر از آن زبان‌های بیگانه و جدا از آن زبان کهن است. شاید گفتن این جمله که بخش بزرگی از زبان فارسی کنونی را شالوده‌‌ی همان زبان تشکیل داده است خرسندتان کند.

 به هر روی زبان فارسی دچار دگرگونی‌های بسیاری بوده است که یکی از چرایی (دلیل)‌های آن ارتباط نزدیک با مــردمان دیگر به خاطر گسترش ایران از یونان تا هند و دیگری تاخت و تاز تازیان (عربان) و مغولان که آن را تا مرز نابودی کشاند؛ و اگر تـلاش بزرگــانی چون "فردوسی" نامدار که خطر نابودی کـامل فرهنـگ ایرانی را با از میان رفتن زبان فارسی حس کردند نبود، بی‌گـمان نابودی زبان فارسی رخ می‌داد.

    می‌توان با قاطعیت گفت تنها مردمی که کشورشان به دست تازیان افتاد ولی زبانشان را به دلیل نفوذ بسیار زبان عربان به واسطه‌ی پشتیبانی دینی از آن از دست ندادند ایرانیان بودند؛ هر چند که خودفروختگی و بیگانه‌پرستی برخی دبیران (نویسندگان و کاتـبان و مدعیان دانش و ادب) مایه‌ی (باعث) خدشه‌دار شدن این افتخار شد و واژگـان بسیاری را از زبان تازیان به فارسـی آوردند، ولی آن اندازه نبوده است که نتوانیم با گذشت زمان آن را بازسازی کنیم.

    همان‌گونه که می بینیم تلاش فرهنـگ دوستان ارجـمندی که از چند ده سال پیش به سره‌سـازی زبان پارسی از واژگان بیگانه به ویژه عربی پرداخته‌اند، هوده (نتیجه) ای شگرف داشته است. برای نمونه اگر تلاش آنان نبود هم‌اکنون مانند شصت هفتاد سال پیش به "آشپزخانه" و "هواپـیـما" می گفتیم "مطبخ" و "طیاره" و یا مانـنـد چند ده سـال پیش به "وزارت فرهنـگ و هنر" می گفتیم "وزارت صنایع مستظرفه".

     کوته سخن این که اگر سر یاری دارید "بسم الـلـه" ‌. راه از روشنـایی چراغ های مقصد روشـن است و بخـشی از توشه‌ی راهـتان  این دفتر.

   منبع ها : 1. برگزیده ی ادب پارسی- ناشر :‌ پیام دیگر      2. زبان فارسی(3) شاخه ی نظری - ناشر:  چاپ و نشر کتاب های درسی

منبع: فارسی سره

   + یک پارسی زبان - ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸۸

خط ایلامی

دبیره‌ی ایلامی، از ۲۹۰۰ سال پیش از میلاد به شکل‌های نیاایلامی، ایلامی باستان و میخی ایلامی دگرش یافت. دبیره‌ی میخی ایلامی، دبیره‌ای میخی است که از ۲۵۰۰ پ.م. تا ۳۳۱ میلادی به کار می‌رفته‌است. این دبیره از  دبیره‌ی میخی اکدی بدست آمده‌است. دبیره‌ی میخی ایلامی از ۱۳۰ نشانه ساخته شده‌است، که این تعداد بسیار کم‌تر از دیگر دبیره‌های میخی است.

   + یک پارسی زبان - ٩:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸۸

واژه های معادل

واژگان این هفته، برابرنهادهای فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای واژگان بیگانه‌ی همگانی هستند. (همه‌ی واژه‌ها ـ به جز سمینار [انگـ .] ـ از فرانسوی به زبان ما راه یافته‌اند.)

فارسی

به جای

واژه بیگانه

کاروَر [1]

به جای

اُپراتور

کارکنان [2]

به جای

پرسنل

کارگروه [3]

به جای

کمیته

همایش [4]

به جای

کنگره

هم‌اندیشی [5]

به جای

سمینار

یادداشت

[1] کار + ور (پسوند دارندگی)؛ در اصطلاح، به کسی می‌گویند که عهده‌دارِ کار کردن با دستگاهی ویژه است.

[2] مجموعه کسانی که در یک اداره یا سازمان کار می‌کنند.

[3] کارْگروه= گروهِ کار (چنان‌که کتاب‌خانه= خانه‌ی کتاب)؛ گروه رسیدگی به کاری ویژه که عضوهای آن می‌باید پس از بررسیِ موضوع، نتیجه را برای تصمیم‌گیری به رده‌ی بالاتر گزارش دهند.

[4] همایش: [با] + هم + آ (بن اکنون از آمدن) + ـِش = باهم‌آمدن. نشست‌هایی که شرکت‌کنندگانش نمایندگان دولتها و سازمانها یا متخصّصان فرهنگی، ادبی، اجتماعی و سیاسی هستند و برای گفتگو و رایزنی دربارة موضوعی ویژه گرد هم می‌آیند.

[5] هم‌اندیشی: [با] + هم + اندیش (بن اکنون از اندیشیدن) + ی (پسوند مصدری) = باهم‌اندیشیدن. رشته سخنرانی‌هایی دربارة موضوعی ویژه که بیشتر رویکردِ آموزشی و آگاهی‌رسانی دارد.

 

   + یک پارسی زبان - ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

کارشناسان یا آلایندگان زبان؟


چندی است از رهگذر برنامه‌ها یا میان برنامه‌های کارشناسیِ ورزشی صدا و سیما، علف هرزی به جان کشتزار زبان فارسی افتاده است؛ و آن، دسته‌دسته واژه‌های بیگانه‌ی ناآشنا و البته علمی و فنی است که کارشناسان کاربلد با ولع تمام‌نشدنی بر زبان جاری می‌کنند و به خورد ما بیندگان بیسواد می‌دهند.
برای نمونه، در بازی پایانیِ جام باشگاههای اروپا که ششم خرداد میان دو تیم بارسلونا و منچستر برگزار شد، مجری خوشنام صداوسیما، رضا جاودانی ـ که در بیشتر ورزش‌ها از فوتبال گرفته تا کشتی (در دایره‌ی طلایی) و پرورش اندام (در مردان آهنین) هنرنمایی می‌کند ـ با کارشناسی به نام مجید صالح گفتگو می‌کرد.
در نیمه‌ی بازی، کارشناس نامبرده تخته‌ای سبزرنگ به دست گرفت تا به گفته‌ی خودش بر روی «بُرد»، «تیم فرمیشن» (= ساختار تیمی) بارسلونا را نمایش دهد. ایشان پس از آنکه با رسم ماهرانه‌ی چندین خط کج و کوژ تحلیلی کارشناسانه از شیوه‌ی «پرسینگ» (فشردن/ فشرده‌سازی) تیمها به دست داد، دو اصطلاح «تعادل استاتیکی و دینامیکی در بارسلونا» (ایستا و پویا) و «ارائه‌ی
total football» (فوتبال تمام‌عیار؟) را چاشنی گفتار فنی خود کرد و تحلیل را به چنان اوج و شکوهی رساند که رضا جاودانی ناگزیر شد برای آنکه در برابر چنین کارشناس دانشمندی کم نیاورد، برگ برنده‌اش، یعنی «آمار پاسینگ» (آمار پاسها/ پاس دادن) را برای نخستین‌بار روکند!
پیشنهاد ما این است که رسانه به جای اینکه میدان رقابت را برای انگلیسی‌پرانی و ویرانگری زبان فارسی به چنین مجریان و کارشناسانی بسپارد، کمی سر کیسه را شل کند و یکی از «مدرسان بین‌المللی فیفا» (ازجمله، استاد محصص) را فرابخواند و از آنان بخواهد بازیها را به زبان انگلیسی برای بینندگان تحلیل کنند. بدین‌سان، به جای پخش زبان یأجوج و مأجوج از گیرنده‌های رسانه‌ی ملی، هم گوش جان ایرانیان با زبان ناب انگلیسی نوازش می‌یابد و هم، سواد و فهم آنان بالا می‌رود؛ چه خوش بُوَد که برآید به یک کرشمه دو کار!

   + یک پارسی زبان - ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

زبان فنّیِ فارسی، زبان نیرومندی است

زبان فنّیِ فارسی، زبان نیرومندی است؛ از عهده‌ی واژه‌سازی و بیان مفهومهای فنّی خوب برمی‌آید، ولی این قدرت را باید در مجموعه عملکرد دستگاه واژه‌سازی فنّیِ زبان فارسی و دارندگی‌های واژگانی و زبانیِ آن جستجو کرد و دید؛ مثلاً آنچه ما امروز به آن «صنایع دستی» می‌گوییم، روزگاری صنایع رسمی و علمیِ کشور ما بوده است. پاره‌ای از این صنایع ـ مثل فلزکاری ـ سابقه هفت‌هزارساله دارند؛ تا زمان صفویه هم خوب جلو آمده‌اند، اما پس از آن بر اثر یورش صنعت بیگانه از نفس افتاده‌اند. حالا واژگان صنایع دستی یا صنایع سنتی پشتوانه‌ی مهم زبان فارسیِ فنّی به حساب می‌آید. در رشته‌های علمی و فنّیِ دیگر هم، اگر نسبت به هم «همخانه» حساب نشوند «همسایه» حساب می‌شوند، دستگاه واژه‌سازی و بیانی غوغا کرده است. برای نمونه نام گل‌ها و گیاهان، اصطلاحات بنّایی و کشاورزی، اصطلاحات نظامی، معدن‌کاری، زمین‌شناسی و صنایع چوب و جنگل را در نظر بگیرید. یک نمونه‌ی خیلی جالب اصطلاحات ورزشی است؛ به استناد کتاب «لغت‌نامه‌ی ورزشی» (نوشته ناصر مفخم) تا سال 1347 بیشتر از 260 اسم برای فنون کشتی وجود داشته است. به نظر من همه‌ی این دارندگی‌ها جزو پشتوانه‌های زبان فارسیِ فنّی حساب می‌شوند. (برگرفته از نوشتار «زبان فنّیِ فارسی و راههای گسترش آن» از کتاب «مجموعه مقالات سمینار [=همایش] زبان فارسی و زبان علم»، نوشته شهریار بهرامی‌اقدم، مرکز نشر دانشگاهی، 1372، رویه‌های 260 و 261)

 

 

   + یک پارسی زبان - ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

مرغ سحر

 

مرغ سحر ناله سر کن

داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرر بار، این قفس را

بر شکن و زیر زبر کن

بلبل پر بسته ز کنج قفس درا

نغمه آزادی نوع بشر سرا

وزنفسی عرصه این خاک توده را

پر شرر کن

ظلم ظالم، جور صیّاد

آشیانم، داده بر باد

ای خدا، ای فلک، ای طبیعت

شام تاریک ما را سحر کن!

نو بهار است، گل به بار است

ابر چشمم، ژاله بار است

این قفس، چون دلم، تنگ و تار است .

شعله فکن در قفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل عمر مرا مچین!

جانب عاشق نگه ای تازه گل، از این

بیشتر کن! بیشتر کن! بیشتر کن!

مرغ بیدل، شرح هجران،

مختصر، مختصر کن!

شعر از : ملک الشعراء بهار

   + یک پارسی زبان - ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

قفس کوچک

هر لحظه حرفی در ما زاده می‌شود،

هر لحظه دردی سر بر می‌دارد،

و هر لحظه نیازی از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش می‌کند.

این‌ها بر سینه می‌ریزند و راه فراری نمی‌یابند،

مگر این قفس کوچک استخوانی،

گنجایشش چه اندازه است؟

                                                      دکتر شریعتی

   + یک پارسی زبان - ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

نام پارسی را پاس بداریم

ننگ است و ننگ باد بر تو ای ایرانی           گر نام فرزند چنگیز و تیمور و اسکندر گذاری

بیایید این نامهای ننگین را از ایران ریشه کن کنیم.

چرا نامهای وحشیان تاریخ و چپاول گران و ویران کنندگان ایران زمین را بر فرزندان خویش نهیم؟!

ننگ است ننگ

مگر خود نام ایرانی و پارسی نداریم؟!

مگر خود شاه و سردار و سرور و دانا و بزرگ کم داریم؟!

چرا چرا باید این سه نام مخوف و منحوس را بر گزینیم؟!

دوست دارید فرزندتان نیز رهرو این سه گجستک باشند؟!

ایرانی!

شایسته است اگر نام تو یکی از این سه است هر چه زودتر اقدام کنی و این ننگ را از جامه برکنی.

نام های ایرانی بسیار زیبا و ریشه دار هستند.

کوروش - داریوش - خشایار -مهرداد- اردشیر - بابک - بزرگمهر - و...هزاران نام نکوی دیگر

   + یک پارسی زبان - ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

دوباره می سازمت وطن

دوباره می سازمت وطن!


اگر چه با خشت جان خویش

 


ستون به سقف تو می زنم،


اگر چه با استخوان خویش

 


دوباره می بویم از تو گُل،


به میل نسل جوان تو

 


دوباره می شویم از تو خون،


به سیل اشک روان خویش

 


دوباره ، یک روز آشنا،


سیاهی از خانه میرود

 


به شعر خود رنگ می زنم،


ز آبی آسمان خویش

 


اگر چه صد ساله مرده‌ام،


به گور خود خواهم ایستاد

 


که بردَرَم قلب اهرمن،


ز نعره
 ی آنچنان خویش

 


کسی که « عظم رمیم» را


دوباره انشا کند به لطف

 


چو کوه می بخشدم شکوه ،


به عرصه
 ی امتحان خویش

 


اگر چه پیرم ولی هنوز،


مجال تعلیم اگر بُوَد،

 


جوانی آغاز می کنم


کنار نوباوگان خویش

 


حدیث حب الوطن ز شوق


بدان روش ساز می
کنم

 


که جان شود هر کلام دل،


چو برگشایم دهان خویش

 


هنوز در سینه آتشی،


بجاست کز تاب شعله اش

 


گمان ندارم به کاهشی،


ز گرمی دمان خویش

 


دوباره می
بخشیام توان،


اگر چه شعرم به خون نشست

 


دوباره می سازمت به جان،


اگر چه بیش از توان خویش

 

 

 

سیمین بهبهانی

 

   + یک پارسی زبان - ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

دین دبیره (خط اوستایی)

در دوره‌ی ساسانیان الفبایی از الفبای زبوری و پهلوی اختراع شد و اوستا بدان نوشته شد. این الفبا را الفبای اوستایی و دین دبیری نامیده‌اند. این الفبا برای هر یک از آواهای اوستایی یک نشانه دارد. نشانه‌های الفبایی جدا از هم نوشته می‌شده و در هر جای کلمه که می‌امده یک صورت داشته‌است. خط اوستایی در سده سوم میلادی برای نوشتن اوستا ابداع شد. این خط از خط پهلوی برگرفته شده ولی از آن کامل‌تر است و دارای ۴۲ حرف است و از راست به چپ نوشته می‌شود. گفتنی است این خط بسیار کامل است و نه مانند خط فارسی کنونی در نوشتن واج‌های صدادار بی تفاوت است و نه مانند خط لاتین برای نوشتن برخی از واج‌ها مانند kh = خ، ch = چ، gh = ق، و sh = ش در انگلیسی یا sch = ش، در آلمانی نیاز به کنار هم چینی چند واج دارد.

   + یک پارسی زبان - ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

خط پهلوی


خط پهلوی نام
یک دسته‌ی کلی از دبیره‌هایی است که برای نوشتن زبان (های) فارسی میانه (شامل پهلوی اشکانی) به کار می‌رفته‌اند. تمام این خطها ریشه در خط آرامی دارند و مانند آرامی از راست به چپ نوشته می‌شده‌اند. خط رسمی دوران ساسانی، خط پهلوی بوده‌است. این خط از ویرایش خط پارتی ایجاد شده‌است.

دبیره‌های پهلوی را معمولاً به زیرشاخه‌های زیر تقسیم می‌کنند:

  • پهلوی اشکانی (کتیبه‌ای و گسسته‌است)
  • پهلوی ساسانی (یا پهلوی زرتشتی)
    • پهلوی گسسته (یا پهلوی کتیبه‌ای)
    • پهلوی پیوسته (یا پهلوی کتابی)
  • پهلوی زبوری یا مسیحی

این دبیره‌ها گرچه اصل و ریشه‌ای یکسان و شباهت‌هایی با هم دارند، تفاوتشان به حدی‌است که جداگانه از آنها یاد شود. خود واژه‌ی پهلوی برگفته از پهلو است که خود صورتی از واژهی پرثوه (که صورت باستانی واژه‌ی پارت است) می‌باشد.

   + یک پارسی زبان - ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

شعری زیبا از مهرداد اوستا

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم

کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم

مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم

چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم

بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم

نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل
ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم

جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم


به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم

وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟

   + یک پارسی زبان - ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

خط فارسی پس از اسلام

ایرانیان در سده‌های نخستین اسلامی به خط‌های مانوی و پهلوی می‌نوشتند. در همین حال ایرانیان مسلمان نظیر یزید فارسی تلاش کردند شیوه‌ی نوشتن قرآن را که به خط نبطی بود و در آن ابهامات زیادی بود بهبود بخشند. در خط سریانی حروف بدون نقطه نوشته می‌شدند و مصوت‌های کوتاه و برخی مصوت‌های بلند مانند «ا» نوشته نمی‌شد. از آن رو که قرآن به زبان عربی بود، عرب‌ها در خواندن آن مشکلی نداشتند، ولی ایرانیان نمی‌توانستند آن را بخوانند؛ ازاین‌رو ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی و خط اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند.

هرچند ایرانیان خط کنونی خود را از عرب‌ها وام گرفته‌اند، با این حال در تکامل این خط و در تبدیل آن به هنر خوشنویسی نقش عمده‌ای داشته‌اند. ایجاد نقطه و اِعراب در خط عربی را به‌فردی بنام ابواسعد دؤلی الفارس و در قرن اول هجری نسبت داده می‌شود که بیشتر برای جلوگیری از اشتباه خواندن قرآن توسط غیر عرب‌زبانان ازجمله ایرانیان انجام شد. ایرانیان بر اساس نیازهای زبانی خود الفبای فارسی را پدید آوردند. از سده سوم هجری به علت رواج نامه‌نگاری‌های دیوانی، کم‌کم خط‌های مانوی و پهلوی، جای خود را به الفبای فارسی دادند.

   + یک پارسی زبان - ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

خط میخی هخامنشی

خط میخی هخامنشی به احتمال زیاد توسط داریوش بزرگ ایجاد شده ‌است. این نوع خط میخی که متشکل از ۵۰ علامت است. آخرین نوع خط میخی‌است که ابداع شده‌است (در سده‌ی ششم پیش از میلاد). این خط برای نوشتن کتیبه‌های هخامنشی به کار رفته‌است. خط میخی هخامنشی خطی نیمه الفبایی نیمه هجایی است به علاوه ۸ علامت (اندیشه‌نگاشت) که برای واژه‌های پر کاربرد همچون شاه، کشور و اهورامزدا به کار می‌روند. این خط از ساده‌ترین خطوط میخی است. تنها خط میخی اوگاریتی است که از آن ساده تر است و صد در صد الفبایی است. این خط هم اکنون در استاندارد یونیکد (۴٫۱) پذیرفته شده و بازه‌ای به آن اختصاص داده شده‌است.

   + یک پارسی زبان - ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

کاربرد صفت تفضیلی عربی + تر یا ترین

افعل تفضیل در عربی برابر با صفت تفضیلی در فارسی است. اَفضَل = بهترین. اعلم = داناترین، داناتر. بنابراین در فارسی پیوستن پسوند «تَر» یا «تَرین» به این صفات عربی درست نیست و تکرار مکرر محسوب می‌شود. مثلاً اگر به واژه «اَفضَل» پسوند «تَرین» را اضافه کنیم، معنای آن می‌شود: بهترترین.

فقط به کاربردن کلمهی «اولی‌تر»، به دلیل کاربرد فراوان آن از زمان سعدی تاکنون اشکالی ندارد. هرچند که بهتر است امروزه از چنین کاربردهایی دوری کنیم.

   + یک پارسی زبان - ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

علامت‌های جمع عربی را نباید در فارسی به کار برد

در زبان عربی علامت‌های جمع مذکّر سالم «ین» و «ون» و علامت جمع مونث سالم «ات» است. از این علامت‌ها نباید در زبان فارسی استفاده شود؛ مثلاً به کاربردن این واژه‌ها اشتباه است: ویرایشات، بازرسین، داوطلبین، فرمایشات، گرایشات، آزمایشات، پیشنهادات، گزارشات، پاکات، کوهستانات، نمایشات، دستورات.

بلکه برای این کلمات باید از علامت‌های جمع فارسی؛ یعنی «ان» و «ها» استفاده کرد. برای مثال صورت درست کلمات بالا به این صورت است: ویرایش‌ها، بازرسان، داوطلبان، فرمایش‌ها، گرایش‌ها، آزمایش‌ها، پیشنهادها، گزارش‌ها، پاکان، کوهستان‌ها، نمایش‌ها، دستورها.

البته برخی از واژه‌ها، مانند: «باغات، دهات، شمیرانات، و لواسانات» نشان‌دهندهٔ یک مجموعه هستند. مثلاً شمیرانات به معنای «شمیران و نواحی تابع آن» است. پس به کاربردن این کلمه‌ها اشکالی ندارد، ولی بهتر است تا جای ممکن از ساختن واژهای جدید با این علامت خودداری کرد. همچنین به کاربردن علامت «جات» مانند شیرینی‌جات به عنوان نشانهٔ جمع در زبان فارسی پسندیده نیست و باید از آن خوددداری کرد.

افزودن علامت‌های فارسی به کلمات عربی اشکالی ندارد و بهتر است به جای استفاده از جمع‌های مکسر عربی از علامت‌های جمع فارسی استفاده شود: مثلاً به «شکات» از «شاکیان» استفاده شود.

   + یک پارسی زبان - ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

شعر نو یا شعر نیمایی

 

زمینه‌های فکری سرایش شعر نو، سالها پیش از نیما آغاز شده بود که برای پیگیری این نکته باید به شاعران و سرایندگان دوره مشروطه مراجعه کرد. ابوالقاسم لاهوتی، میرزا حبیب مترجم حاجی بابای اصفهانی و میرزاده عشقی از این زمره‌اند.

شعر نو جنبش شعری بود که با نظریات نیما یوشیج آغاز شد. از جمله شاعران متعلق به این جنبش شعری می‌توان به احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، منوچهر آتشی، طاهره صفارزاده، و محمود مشرف تهرانی (م. آزاد) اشاره کرد.

وزن در شعرهای نیما و اخوان با نوع شعری که احمد شاملو سراینده آن بود تفاوت دارد. شعر نیمایی دارای وزن عروضی بوده و تنها هجاهای شعر تساوی خود را از دست داده‌اند و کوتاه یا بلند می‌شوند ولی در شعر سپید که احمد شاملو آن را پایه‌گذاری کرد از وزن خبری نیست و به جای آن از تصویر سازی واژگانی و موسیقی درونی استفاده می‌شود.

برگرفته از ویکی پدیا

   + یک پارسی زبان - ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

ادبیات پارسی در عصر سلجوقیان و خوارزمشاهیان

در زمان سلجوقیان و خوارزمشاهیان شاعران بزرگ چون اسدی، ناصرخسرو، قطران تبریزی، مسعود سعد سلمان، عمر خیام، امیرمعزی، انوری، خاقانی، نظامی، ازرقی، ادیب صابر، رشید وطواط، ظهیر فاریابی، جمال‌الدین اصفهانی، مجیر بیلقانی، ابوالفرج رونی، سیدحسن غزنوی، عبدالواسع جبلی، سنایی، عطار، مختاری غزنوی، عمعق بخاری و جز آنان ظهور کردند.

در نثر نمایندگانی مانند نظام‌الملک نویسنده سیاست‌نامه، امیر کی‌کاووس مولف قابوس‌نامه، محمدبن منور نویسنده اسرارالتوحید، عطار نویسنده تذکرة‌الاولیاء، گردیزی مولف زین‌الاخبار، ابوالفضل بیهقی نویسنده تاریخ بیهقی، راوندی نویسنده راحةالصدور، غزالی مولف کیمیای سعادت، نصرالله‌بن عبدالحمید مترجم کلیله و دمنه، نظامی عروضی مولف چهار مقاله، رشید وطواط نویسنده حدائق‌السحر، حمیدالدین نویسنده مقامات حمیدی، زین‌الدین اسماعیل مولف ذخیره خوارزمشاهی (در طب) ظهور کردند.

برگرفته از ویکی پدیا

   + یک پارسی زبان - ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

ادبیات پارسی در عصر سامانی

در دوره سامانی شعر و نثر پارسی هر دو راه کمال سپرد. در شعر شهید بلخی، رودکی سمرقندی، ابو شکور بلخی، ابو الموید بلخی، منجیک ترمذی، دقیقی طوسی، کسائی مروزی، عماره مروزی. در نثر رساله در احکام فقه حنفی تصنیف ابوالقاسم بن محمد سمرقندی، شاهنامه ابو منصوری، کتاب گرشاسب و عجائب البلدان هر دو تالیف ابو الموید بلخی، ترجمه تاریخ طبری توسط ابو علی بلعمی، ترجمه تفسیر طبری توسط گروهی از دانشمندان، حدود العالم (در جغرافیا)، رساله استخراج تالیف محمد بن ایوب حاسب طبری پرداخته شد.

برگرفته از ویکی پدیا

   + یک پارسی زبان - ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

در روح و جان من

در روح و جان من (ایران ایران)

در روح و جان من
می مانی ای وطن
به زیر پا فِتَد آن دلی که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو همه جهان نیرزد

در روح و جان من
می مانی ای وطن
به زیر پا فِتَد آن دلی
که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو همه جهان نیرزد
ای ایران ایران
دور از دامان پاکت دست دگران بد گهران
ای عشق سوزان
ای شیرین ترین رویای من تو بمان در دل و جان
ای ایران ایران
گلزار سبزت دور از تاراج خزان جور زمان
ای مهر رخشان
ای روشنگر دنیای من به جهان تو بمان

سبزی سر چمن سرخی خون من سپیدی طلوع سحر
به پرچمت نشسته
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
بمان که تا ابد هستیم به هستی تو بسته

ای ایران ایران
دور از دامان پاکت دست دگران بد گهران
ای عشق سوزان
ای شیرین ترین رویای من تو بمان در دل و جان
ای ایران ایران
گلزار سبزت دور از تاراج خزان جور زمان
ای مهر رخشان
ای روشنگر دنیای من به جهان تو بمان

در روح و جان من
می مانی ای وطن
به زیر پا فِتَد آن دلی که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ننشیند در سخن
که بهر عشق والای تو
همه جهان نیرزد

خواننده : محمد نوری

شعر : تورج نگهبان

   + یک پارسی زبان - ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

میهن

میهن

مغرور بدان هستم در لحظه‌ی شکستن                         گردم ذره خاکی از خاک پاک میهن

گردم قطره ای از آب خلیج پارسش                                     با این امید و رویا جان می دهم زین تن

خفتند بسی شهیدان در جای جای ایران                      هر گوشه ای ز خاکش یاد است ز خود گذشتن

چشم طمع در آرم گر هست سوی ایران                این خاک تا چو من هست دور است ز دست دشمن

علی خودستان (غافل)

 

   + یک پارسی زبان - ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸

زبان‌های ایرانی

گستره و شاخه‌های زبان‌های ایرانی؛ فارسی، کردی، پشتو، بلوچی، لری، و...

زبان‌های ایرانی یکی از شاخه‌های زبان‌های هندوایرانی از خانواده بزرگ زبان‌های هندواروپایی هستند.

مهمترین زبان‌های ایرانی امروزی عبارتند از: فارسی (پارسی، دری، یا تاجیکیکردی، پشتو، بلوچی، لری، تالشی، دیلمی، مازنی، گیلکی، تاتی و آسی

امروزه زبان‌های ایرانی بیشتر با خط‌های عربی، لاتین، و سیریلیک نوشته می‌شوند. زبان‌های ایرانی با زبان عربی و زبان‌های ترکی تاثیر متقابل بسیاری داشته‌اند.

زبان‌های ایرانی بیشتر در کشورها و مناطق ایران، افغانستان، تاجیکستان، باختر پاکستان، کردستان ترکیه، کردستان عراق، و بخش‌هایی از آسیای میانه و قفقاز روایی دارد.

سه زبان از زبان‌های ایرانی به عنوان زبان رسمی هم اکنون در چهار کشور استفاده می‌شود. این زبان‌ها عبارت اند از فارسی در ایران و تاجیکستان، فارسی و پشتو در افغانستان و کردی در عراق.

براورد می‌شود که امروزه حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تن به زبان‌های ایرانی سخن بگویند. بنیاد تابستانی زبان‌شناسی (SIL International) در سال ۱۳۸۴ برآورد کرده‌است که امروزه به حدود ۸۷ گونه از زبان‌های ایرانی سخن گفته می‌شود؛ که شمار سخنوران بزرگترین این زبان‌ها به طور تخمینی عبارتند از: فارسی (۶۰ میلیون تن)، کردی (۲۵ میلیون تن)، پشتو (۲۵ میلیون تن)، و بلوچی (۷ میلیون تن).

   + یک پارسی زبان - ۸:٤۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸۸

تاجیکستان

تاجیکستان یا جمهوری تاجیکستان (به فارسی تاجیکستان: Ҷумҳурии Тоҷикистон) کشوری در آسیای میانه است. این کشور از جنوب با افغانستان ، از باختر (غرب) با ازبکستان ، از شمال با قرقیزستان ، و از خاور (شرق) با چین همسایه است. تاجیکستان یک کشور محاط در خشکی است که در گذشته راه ابریشم از آن گذر می‌کرده است . پهناوری تاجیکستان ۱۴۳٬۱۰۰ کیلومتر مربع (۹۵ام) است. تاجیکستان کشوری کوهستانی و پربارش است و منابع آّب فراوانی دارد.

جمعیت تاجیکستان ۷٬۲۱۵٬۷۰۰ تن (براورد ۱۳۸۷) است. حدود ۸۰٪ مردم تاجیک هستند (که به فارسی تاجیکی سخن می‌گویند)، ۱۵٪ ازبک‌ و سایر مردم روس ، اوکراینی‌ ، چینی‌ ، کره‌ای‌ ، تاتار و غیره هستند. دین بیشتر مردم اسلام است (بیشتر سنی ، دارای اقلیت قابل توجه شیعه اسماعیلی).

تاریخ و فرهنگ تاجیکستان با ایران اشتراکات بسیاری دارد. در دوران پیش از اسلام ، تاجیکستان جزئی از شاهنشاهی ایران بود. پس از اسلام، سرزمین خراسان بزرگ (از جمله تاجیکستان) زنده کننده فرهنگ ایرانی و به وجود آورنده زبان فارسی دری بود که جانشین زبان پهلوی شد. نخستین شاعران پارسی زبان از این ناحیه به پا خاستند، به ویژه رودکی ، که پدر شعر فارسی محسوب می‌گردد . در نخستین سده‌های هجری ، خراسان و ماوراالنهر مهد تمدن و علوم اسلامی بودند و بزرگانی مانند ابن سینا و فارابی در خود پرورند. حکومت سامانی نیز از تاجیکستان برخاسته است.

واژهٔ تاجیکستان از دو بخش "تاجیک" و "ستان" تشکیل شده است که به معنای «سرزمین تاجیک‌ها» است. پایتخت تاجیکستان شهر دوشنبه است و زبان رسمی آن فارسی با گویش تاجیکی است، گرچه زبان روسی نیز کاربرد گستردهٔ بازرگانی و حکومتی دارد. یکای پول تاجیکستان، سامانی نام دارد. این کشور در سال ۱۳۷۰ هجری خورشیدی (۱۹۹۱) با فروپاشی شوروی، استقلال یافت.

حکومت تاجیکستان ، جمهوری است و رئیس جمهور کنونی این کشور امامعلی رحمان است که از سال ۱۳۷۱ تاکنون بر سر قدرت است. تاجیکستان روابط خوبی با ایران دارد و ارتباطات دو کشور روز به روز بیشتر و عمیقتر می‌شود.

منبع: ویکی پدیا

   + یک پارسی زبان - ۸:۳۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸۸

شعر زیبا و دوست داشتنی ای ایران

شعر زیبای ای ایران را تقدیم می کنم به تمام ایران دوستان. شاعر این شعر زیبا و دلنشین از واژه های اصیل استفاده کرده است.

ای ایران ای مرز پر گهر

                                                  ای خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان

                                                پاینده مانی تو جاودان

ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم

                                                جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون شد پیشه‌ام

                                                 دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

                                                 پاینده باد خاک ایران ما

سنگ کوهت در و گوهر است 

                                                 خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کی برون کنم

                                                 برگو بی مهر تو چون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان به پاست

                                                نور ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون شد پیشه‌ام

                                                 دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

                                                 پاینده باد خاک ایران ما

ایران ای خُرم بهشت من

                                                 روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیکرم 

                                                 جز مهرت در دل نپرورم

از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گِلم

                                                مهر اگر برون رود تهی شود دلم

مهر تو چون شد پیشه‌ام

                                                 دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

                                                پاینده باد خاک ایران ما

   + یک پارسی زبان - ۳:۳٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ آبان ،۱۳۸۸

خلیج فارس

 

ای آب نیلگون و گهر بار کشورم

ای آخرین پنا هم و ماوا و سنگرم

 

امواج تو تلاطم عشق است در دلم

ای عشق پر تلاطم و موج شناورم

 

ما خون خویش دردل جام تو کرده‌ایم

تا شهد عشق جمله بریزی به ساغرم

 

صد جان فدای شوکت نام تو گشته است

ای جان فدای همت یار دلاورم

 

آواز عاشقانه بخوان ای خلیج عشق

این جمله بود ذکر شهیدان لشکرم

 

آنان که خون خویش به کام تو کرده‌اند

حکم خلیج فارس به نام تو کرده‌اند

 

از آن زمان که نقشه‌ی ایران کشیده شد

نام و نشان کشور شیران کشیده شد

 

هر قطعه را فضایی و نامی نهاده‌اند 

نقش تو هم خلیج دلیران کشیده شد

 

شکل ترا به گونهی یک تاج بسته‌اند

تاج وطن زحکمت پیران کشیده شد

 

این قطعه هم به نام وطن شد خلیج فارس

این نقشه‌ها به حکم امیران کشیده شد

 

گلبانگ عشق از دل میهن ترانه زد

فریاد شوق از دل ایران کشیده شد

 

آنان که خون خویش به کام تو کرده‌اند

حکم خلیج فارس به نام تو کرده‌اند

 

یاران نظر کنید بر این آب نیلگون

کز خون عاشقان وطن گشته غرق خون

 

امواج بی‌امان که بپیچد درون آب

 هر موج سهمگین که بر آید ز اندرون

 

فریاد موج‌های بلند خلیج عشق

آن غرشی که می‌جهد از قلب آن برون

 

آن نعره‌های محکم مردان سینه چا ک

فریاد داد خواهی عاشقان بیستون

 

پیچد در آسمان همه یک سو و یک صدا

چون ضربتی که دولت دشمن کند نگون

 

آنان که خون خویش به کام تو کرده‌اند

حکم خلیج فارس به نام تو کرده‌اند

 

مـردان کشـورم همـه در راه ایـن وطـن

ازجـسم خـود گذشته و از جان خویشتن

 

در راه اعتـلای چـنیـن خـاک لاله گـون

صـدجـان فـدا نموده به پیـکار تن به تن

 

از خـاک پـاک میـهن و آب خلیـج فارس

کـوته شــده دو دست طـمع‌کـار اهـرمن

 

تـا مرد جنگ باشد و یـاران جان به کـف

پــیروز و جــاودانــه بــمانـد سرای من

 

سرکـن سرود عشـق که مانـد به یـادگـار

از عـاشقـان تـرانــه و از شـاعران سخن

 

 آنان که خون خویش به کام تو کرده‌اند

 حکم خلیج فارس به نام تو کرده‌اند

 

دوشیـزگان ما هـمه هشیار و بی‌قـرار

مـاننـد مرد جـنگ به مـیدان کـارزار 

 

از جان خود گذشته و با عشق این دیار

یـورش بـرند بـرسر دشمـن عقـاب‌وار

 

 هم‌چون طناب دار به پیچند وقت جنگ

حـلقـوم دشمنـان به دو گیسوی تابـدار

 

نـازم بـر ایـن وطـن که زنانش زاقتدار

جان می‌دهنـد در ره میهـن بـه افتـخار

 

خوانـدم سرود عشـق به‌نام خلیج فارس

بـا آن ترانـه‌ای که بــماند بـه یـادگار

 

 آنان که خون خویش به کام تو کرده‌اند

 حکم خلیج فارس به نام تو کرده‌اند

 

امشب بخوان که کشور جانان سرای ماست 

این دشت لاله‌گون خراسان سرای ماست

 

 آن رود پـرتـلاطـم و ایـن خـاک پـرگــهر

کارون پـرصلابت و کـرمان سرای ماست

 

از ســرزمـین رستــم و دریــاچـه‌ی خــزر

تـا خـاک سرخ بانه و مهران سرای ماست

 

از کـــوه بـیستـون و دمــاوند پــرغـرور

تـا خطه‌ی سهنـد و سپـاهان سـرای ماست

 

مجموع این وطن همه یک خانه بیش نیست

امشب بخوان که خانه‌ی ایران سرای ماست

 

 آنان که خون خویش به کام تو کرده‌اند

 حکم خلیج فارس به نام تو کرده‌اند

 

 ای دل بـخوان ترانه به ‌نام خلیـج فارس

گـلبانگ عاشقـانـه بـه‌نـام خـلیج فـارس

 

 سـرکـن سرود عشـق بـزن ساز عـاشقی

بـا چـنگ و بـا چغانه بـه‌نـام خـلیج فارس

 

 مـا دل سپـرده‌ایم بـرایـن آب نــیلگـون

 ایـن لولوی زمـانه بـه نـام خـلیـج فـارس

 

 سـر می‌دهیـم و بر کف دشمن نمی‌دهیم

ایــن جـام بـیکـرانه بـه‌نام خلیج فـارس

 

 ای دل بـخوان چـو شـاعر آزاد ایـن وطن

اشـعـار جـاودانـه بـه نـام خــلیج فـارس

 

 آنان که خون خویش به کام تو کرده‌اند

 حکم خلیج فارس به نام تو کرده‌اند

 

محسن محمودی (آزاد قلم)

منبع:www.tabriznews.ir

   + یک پارسی زبان - ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ آبان ،۱۳۸۸

ایران و خلیج فارس

ایران تو مادری و خلیج فارس         چون کودکی نشسته به دامانت

مهر هزاره ها که بر آن نقش است        باشد گواه روشن و عنوانت

این نام کنده شد ز هزاران                           ر رویه ی کتیبه ی ایوانت

دریای پارس ورا خواند تاریخ           از عهد داریوش جهان بانت

امواج پر خروش خلیج فارس           هستند جاودانه ثناخوانت     

هر موج پای کوبد و دست افشان             شکر آورد به درگه یزدانت     

تنب بزرگ و کوچک و بوموسا               هستند پاره های تن و جانت

نام خلیج فارس سزای توست           تاریخ پیر شاهد برهانت

ای کشور فروغ اهورایی              بادا خدا همیشه نگهبانت

 

توران شهریاری

 

   + یک پارسی زبان - ٢:۳٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ آبان ،۱۳۸۸

آغاز به مردن

آغاز به مردن

 

(ترجمه از احمد شاملو)

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی . .. .،

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات
ورای مصلحت‌اندیشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!

امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!

 

   + یک پارسی زبان - ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ آبان ،۱۳۸۸

واژه‌های عربی‌شده‌ی فارسی

عرب‌ها شمار زیادی از واژه‌های پارسی را برابر گویش خود تغییر دادند و شماری از همین واژه‌ها به‌وسیله‌ی ایشان و کارگزاران ایرانیِ آنها به پارسی وارد شد. چند نمونه از این گروه واژه‌های «فارس»، «فیل»، «فردوس»، «ابریق» و «قهستان» هستند که به ترتیب از واژه‌های پارسی «پارس»، «پیل»، «پردیس»، «آبریز» و «کوهستان» ساخته شده‌اند. عربی سازی‌ شمار دیگری از واژه‌های پارسی و راه یافتن آنها به پارسی از الگوی پیچیده‌تری پیروی می‌کند. یک نمونه واژه‌ی «جنحه» است که در پارسی کنونی کاربرد حقوقی دارد. این واژه از مفرد کردن واژه‌ی «جُناح» ساخته شده‌است، اما «جناح» خود عربی شده‌ی واژه‌ی پارسی «گناه» است!

   + یک پارسی زبان - ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ آبان ،۱۳۸۸

پیشینه‌ی زبان فارسی

پارسی زبانی هندواروپایی از شاخه‌ی هندوایرانی و زیرشاخه‌ی زبان‌های ایرانی است. پیشینه‌ی کهن زبان فارسی به ایرانی باستان باز می‌گردد. از ایرانی باستان، زبان‌های

پدید آمدند. این زبان‌ها کمابیش هم‌هنگام بوده‌اند و بر یکدیگر پیشینگی نداشتند. در زمان هخامنشیان، پارسی باستان، زبان رسمی‌ امپراتوری می‌شود.

زبان‌های ایرانی

شاخه

زبان‌های ایرانی غربی

شمال غربی

باستان: مادی                میانه: زبان پارتی (پهلوی اشکانینو: آذری | گیلکی | مازندرانی | تالشی | کردی کرمانجی | کردی سورانی | زازا-گورانی | سمنانی | زبان‌های ایران مرکزی | بلوچی^ | سیوندی 

جنوب غربی^

باستان: پارسی باستان  میانه: پارسی میانه (پهلوینو: فارسی | لری | بختیاری | بشاکردی | کمزاری | تاتی اران 

شاخه

زبان‌های ایرانی شرقی

شمال شرقی

باستان: اوستایی^      میانه: سغدی | خوارزمی | بلخی | سکایی غربی | آلانی | سرمتی  نو: آسی | یغنابی (سغدی نو

جنوب شرقی

                                     میانه: سکایی-تخاری  نو: پشتو | زبان‌های پامیری | پراچی | ارموری | منجی | یدغه 

 

۱-بلوچی به خاطر مهاجرت گویشورانش، از نظر جغرافیایی به جنوب شرق فلات ایران منتقل شده. ۲-شاخه جنوب غربی را شاخه فارسی‌تبار نیز می‌گویند. ۳-بیشتر زبان‌شناسان، اوستایی را در مرز شاخه‌های غربی و شرقی دسته‌بندی می‌کنند.

   + یک پارسی زبان - ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ آبان ،۱۳۸۸

زبان فارسی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

زبان فارسی (پارسی، دری، یا تاجیکی) زبانی است که در کشورهای ایران، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان به آن سخن می‌گویند. فارسی زبان رسمی کشورهای ایران و تاجیکستان و یکی از زبان‌های رسمی‌ کشور افغانستان است.

در ایران نزدیک به ۴۰ میلیون تن (بین ۵۸٪ تا ۷۹٪) پارسی زبان هستند. در افغانستان ۲۰ میلیون تن، در تاجیکستان ۵ میلیون تن، و در ازبکستان حدود ۷ میلیون تن به فارسی سخن می‌گویند. زبان پارسی گویش‌ورانی نیز در هند و پاکستان دارد (نگاه:زبان فارسی در شبه‌قاره هندوستان). با توجه به رسمی بودن زبان فارسی در ایران، افغانستان و تاجیکستان و تسلط گویشوران سایر زبان ها بدان به عنوان زبان دوم روی هم‌رفته می‌توان شمار پارسی‌گویان جهان را حدود ۱۱۰ میلیون تن برآورد کرد.

گرچه پارسی اکنون زبان رسمی پاکستان نیست، پیش از استعمار انگلیس و در زمان امپراتوری مغول (به فرمان اکبرشاه)، زبان رسمی و فرهنگی‌ شبه‌قاره هند بوده ‌است. زبان رسمی‌ کنونی‌ پاکستان (اردو)، که «اسلامی‌شده»ی زبان هندی است، بسیار تحت‌ تأثیر پارسی بوده‌است و واژه‌های پارسی‌ بسیاری دارد. به خاطر تأثیر بسیار زیاد زبان فارسی در پاکستان، بنیان‌گذاران این کشور تصمیم گرفتند که سرود ملی پاکستان‌ به زبان فارسی باشد. در تعاریف رسمی پاکستان، زبان اردو دختر زیبای زبان فارسی معرفی می‌شود.

   + یک پارسی زبان - ٦:٢٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢ آبان ،۱۳۸۸

سرود ملی تاجیکستان

دیار ارجمند ما
به بخت ما سر عزیز تو بلند باد
سعادت تو، دولت تو، بی‌گزند باد
ز دوری زمانه‌ها رسیده‌ایم
به زیر پرچم تو صف کشیده‌ایم
کشیده‌ایم
زنده باش ای وطن
تاجیکستان آزاد من

برای نام و ننگ ما
تو از امید رفتگان ما نشانه‌یی
تو بهر وارثان، جهان جاودانه‌یی
خزان نمی‌رسد به نوبهار تو
که مزرع وفا بود کنار تو
کنار تو
زنده باش ای وطن
تاجیکستان آزاد من

تو مادر یگانه‌یی
فدای تو بود عطای خاندان ما
مرام تو بود عذاب جسم و جان ما
ز تو سعادت ابد نصیب ماست
تو هستی و همه جهان حبیب ماست
حبیب ماست
زنده باش ای وطن
تاجیکستان آزاد من

   + یک پارسی زبان - ٦:۱۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢ آبان ،۱۳۸۸