استفاده از واژه های بومی به جای تولید واژه

همانطور که می دانیم زبان پارسی در گذشته و حال در گستره ی وسیعی از جهان مورد استفاده قرار گرفته و مردمان بسیاری بدان سخن گفته و می گویند.
نکته ای که باید بدان توجه کرد این است که زبان همانند انسان زنده و پویاست و با مرور زمان و نیازهای تازه ی ایجاد شده باید در آن تحول و نوآوری صورت گیرد در غیر این صورت راکد باقی مانده و در نهایت محکوم به نابودی می شود. نخست اینکه زبان پارسی دارای مزایا و نواقصی است که وظیفه ی ما تقویت مزایا و برطرف کردن معایب آن است. چه از نظر نگارشی و چه از نظر املای واژگان باید مشکلات حل شود. توجه به این مقوله ها از دیرباز مورد توجه بوده ولی تاکنون به طور جدی و همه جانبه بدان پرداخته نشده است. من در نوشتاری که در زیر می نویسم فعلا به موضوع خود واژه ها و چگونگی ایجادشان سخن می گویم و در مورد نگارش و طرز نوشتن چیزی نمی نویسم . د ر فرصتهای بعد اگر خدا یاری کرد به آنها هم خواهم پرداخت.
تحولی که از آن صحبت می شود نباید به گونه ای باشد که در طی زمانهای دراز بین نسلها شکاف ایجاد کند و درک سخن پیشینیان را برای آیندگان دشوار سازد. همچنین این دگرگونی باید در تمامی سرزمینهای پارسی گو به طور همزمان صورت گیرد در غیر این صورت می تواند موجب تولد زبانهای تازه گردد.
از آنجا که زبان پارسی کنونی از پارسی میانه – پهلوی و…- مشتق شده است و در واقع تکامل بخش آنهاست، بنابراین برای ایجاد واژه های تازه باید با ادبیات آن زمان آشنایی کامل داشت. اگر به دقت توجه کنیم در اروپا زبان لاتین که مولد زبانهای اروپایی امروزی است در مدرسه ها و دانشگاهها در کنار دیگر درسها، آموزش داده می شود. با این روش هم ایجاد واژه های نو کار زیاد دشواری نیست و هم درک و پذیرش آنها برای همه‌ی مردم آسانتر است.
متاسفانه ما هنوز متخصص برای خواندن متون کهن به خطهای میخی و … نداریم و دیگران باید از کورش و داریوش و تاریخ مان ما را آگاه کنند. شاید اگر اروپاییان در اندیشه ی کشف رمز خط میخی نمی افتادند ما تا ابد به آن فکر نمی کردیم. کتابهایی که در مورد ایران باستان موجود است اغلب برگردانی از کتابهای لاتین است و ما با خودمان تا این اندازه بیگانه ایم.

یکی دیگر از منابعی که می توان از آنها برای جایگزین کردن واژه های بیگانه سود جست، گویشهای محلی در ایران و خراسان بیرونی است. منظورم از خراسان بیرونی همان کشورها و مناطقی است که از دیرهنگام با خراسان ایران(درونی) یک پیکره‌ی واحد بوده اند و اکنون از نظر مرزهای سیاسی از هم جدا افتاده اند.
در جای جای این سرزمینها به واژه هایی برمی خوریم که پارسی اصیلند و برخی بسیار شیوا و گویاتر از واژه های بیگانه‌ی عربی و لاتین که امروزه به کار می‌روند، هستند. پس یک همت والا نیاز دارد که این واژه ها را گردآوری نموده و آنها را در زبان رسمی وارد سازد.
خوشبختانه به هر شهر و آبادی در این سرزمین پهناور که گام می نهیم، واژه هایی را می یابیم که حفظ شده اند و مردم این میراثداران بزرگ زبان پارسی از آنها پاسداری کرده اند. ممکن است یک واژه در یک شهر شمالی و تنها یک روستای جنوبی ایران و حتی در بلخ بکار برده شود و در دیگر نقاط از آن استفاده ای نشود. اما نباید از نظر دور داشت که این واژه ها پارسی اند و استفاده و کاربرد آنها در زبان پارسی به غنای زبان شیرین پارسی کمک خواهد کرد. مهم نیست که اکنون کجا استفاده می‌شوند مهم این است که پارسی‌اند.
همینطور واژه ها و فعلهایی که در گذشته کاربرد داشته اند و امروزه دیگر استفاده نمی شوند. بسیاری از آنها را می توان به آسانی در شاهنامه‌ی استاد توس – فردوسی پاکزاد – دید.
اما جدای از اینکه واژه گزینی کنیم باید در مرحله‌ی نخست چگونگی جا انداختن آنها در بین مردم را مورد ارزیابی قرار دهیم و اینکه چگونه می توان این واژه ها را به مردم شناساند. یعنی نخست باید یک عزم ملی بوجود آید. این کار باید از طریق روزنامه ها، مجله ها، کتابها و صدا و سیما آغاز شود. یعنی رسانه های گروهی پرمخاطب باید آغازگر این جنبش باشند.

این آرزوی بزرگی است که روزی پارسی خالی از واژگان بیگانه باشد اما دور از دسترس نیست. ما باید از همین امروز تلاشهای خود را بیشتر کنیم.

   + یک پارسی زبان - ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٢