زبان فنّیِ فارسی، زبان نیرومندی است

زبان فنّیِ فارسی، زبان نیرومندی است؛ از عهده‌ی واژه‌سازی و بیان مفهومهای فنّی خوب برمی‌آید، ولی این قدرت را باید در مجموعه عملکرد دستگاه واژه‌سازی فنّیِ زبان فارسی و دارندگی‌های واژگانی و زبانیِ آن جستجو کرد و دید؛ مثلاً آنچه ما امروز به آن «صنایع دستی» می‌گوییم، روزگاری صنایع رسمی و علمیِ کشور ما بوده است. پاره‌ای از این صنایع ـ مثل فلزکاری ـ سابقه هفت‌هزارساله دارند؛ تا زمان صفویه هم خوب جلو آمده‌اند، اما پس از آن بر اثر یورش صنعت بیگانه از نفس افتاده‌اند. حالا واژگان صنایع دستی یا صنایع سنتی پشتوانه‌ی مهم زبان فارسیِ فنّی به حساب می‌آید. در رشته‌های علمی و فنّیِ دیگر هم، اگر نسبت به هم «همخانه» حساب نشوند «همسایه» حساب می‌شوند، دستگاه واژه‌سازی و بیانی غوغا کرده است. برای نمونه نام گل‌ها و گیاهان، اصطلاحات بنّایی و کشاورزی، اصطلاحات نظامی، معدن‌کاری، زمین‌شناسی و صنایع چوب و جنگل را در نظر بگیرید. یک نمونه‌ی خیلی جالب اصطلاحات ورزشی است؛ به استناد کتاب «لغت‌نامه‌ی ورزشی» (نوشته ناصر مفخم) تا سال 1347 بیشتر از 260 اسم برای فنون کشتی وجود داشته است. به نظر من همه‌ی این دارندگی‌ها جزو پشتوانه‌های زبان فارسیِ فنّی حساب می‌شوند. (برگرفته از نوشتار «زبان فنّیِ فارسی و راههای گسترش آن» از کتاب «مجموعه مقالات سمینار [=همایش] زبان فارسی و زبان علم»، نوشته شهریار بهرامی‌اقدم، مرکز نشر دانشگاهی، 1372، رویه‌های 260 و 261)

 

 

   + یک پارسی زبان - ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ آبان ،۱۳۸۸