آواز عاشــقانه‌ی ما درگــلو شکـــست

آواز عاشــقانهی ما درگــلو شکـــست

حق با سکوت بود، صـدا در گلوشکست

دیـــگر دلم هــوای ســرودن نمی‌کند

تنـــها بهـــانه‌ی دل ما درگلوشـکست

سربسته ماند بغــض گره خورده دردلم

آن گریه‌های عقده گشا در گلو شکست

ای داد، کــس به داغ دل باغ دل نـداد

ای وای، های های غرا درگلو شکست

آن روزهای خوب که دیدیم، خواب بود

خوابم پرید و خاطره‌هـا درگلو شکست

بادا مبـاد گــشت و مبــادا به  باد رفت

آیا زیـاد رفت و چــرا درگــلو شکـست

   + یک پارسی زبان - ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸۸