نوروز در شعر خیام نیشابوری

چون ابر به نوروز رخ لاله بشست،
برخیز و بجام باده کن عزم درست،
کاین سبزه که امروز تماشاگه ماست،
فردا همه از خاک تو برخواهد رست.

چون بلبل مست راه در بستان یافت،
روی گل و جام باده را خندان یافت،
آمد به زبان حال در گوشم گفت،
دریاب که عمر رفته را نتوان یافت.

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است،
در صحن چمن روی دلفروز خوش است،
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست،
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است.

   + یک پارسی زبان - ٢:۱٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٩